دل دلدادگی

EPUB EBook by شهریار مندنی­پور

EBook Description

ا download; ین کتاب را قبلاً استادی در کلاس مکتب‌های ادبی معرفی کرد و آن را نمونه‌ی موفقی از داستان سوررئالیستی می‌دانست. دل دلدادگی EPUB EBook چندی بعد از آن، یکی‌دو تا از کتاب‌های مندنی‌پور را که خواندم، سبکش را پسندیدم و مدت‌ها به‌دنبال این رمان کم‌یاب گشتم تا بالأخره گیرش آوردم.
پیش از هرچیز، باید اذعان کنم که به‌راستی این رمان نمونه‌ی اعلای سوررئالیسم است. در روایت‌پردازی و شخصیت‌پردازی اثری کم‌نظیر است. هم‌زمان با روایت اصلی داستان، روایتی فرعی، با لحنی سرخوشانه و بی‌خویشتن‌وار، پابه‌پای روایت اصلی پیش می‌آید و از درون شخصیت‌ها سخن می‌گوید و جنبه‌های ناپیدای روان آن‌ها را پیش چشم خواننده عریان می‌نماید. این سیلان ذهن و حالت مجنون‌وار، گاهی به روایت اصلی، که جدای از روایت ذهن شخصیت‌هاست، نیز سرایت می‌کند و مرز میان این دو، درهم می‌شکند. ازهمین‌رو است که خواندن این داستان برای برخی احتمالاً دشوار است و شیوه‌ی پرداخت آن، ربط و ارتباط وقایع را از دستشان می‌رباید.
ازحیث درون‌مایه‌، باید گفت که هیچ فلاکت و ناکامی و تیره‌روزی‌ای نیست که در این داستان نمونه‌اش پیدا نشود؛ از فقر و ناداری و جنگ گرفته، تا خیانت و ازدست‌دادن عزیزان و زلزله و خودکشی و جنون. زبان شاعرانه‌ی مندنی‌پور به‌زیبایی تمام ازپس واگفتن این تیرگی‌ها برآمده است؛‌ به‌ویژه در تک‌گویی‌هایی که در آن‌ها این لحن شدت می‌گیرد.
علی‌رغم همه‌ی تکنیک‌ها و گیرایی‌های داستان، گاهی حوصله‌ی مخاطب از درازگویی‌ها سرمی‌رفت. این ویژگی را به‌ویژه در بخش‌هایی از داستان که به حکایت جنگ مربوط می‌شد، آشکارتر می‌توان دید.
شالوده‌ی بخش بزرگی از گرفتاری‌های شخصیت‌های داستان، یک زن است:روجا. او زنی دم‌دمی‌مزاج و سست است و درطول زندگی جنجال‌برانگیزش، سه مرد را بازی‌چه‌ی خویش می‌کند. معشوق اولش، کاکایی، را با قول ازدواج‌کردن با او، با خامی بچگانه‌ای به جبهه می‌فرستد و دربه‌دری‌های سختی برایش به‌وجود می‌آورد و درغیابش، بی‌هیچ عذاب‌وجدانی، دل‌باخته‌ی مردی شهری و فرهیخته، داوود، می‌شود. جالب این است که در این دل‌باختگی هم با خودش روراست نیست و نمی‌داند چه می‌خواهد. زندگی روجا و داوود که بر ویرانه‌های غرورِ کاکایی بنا می‌شود، از همان آغاز رنگ خوشی را نمی‌بیند و تا آخر نیز به‌همین‌منوال پیش می‌رود. در میانه‌های راه، مرد سپیدمویِ زالی به زندگی این دو پا می‌گذارد. روجا، بی‌این‌که این مرد برایش جذابیت چندانی داشته باشد، پنهانی، نخ‌هایی می‌دهد و بدش نمی‌آید با او رابطه‌هایی برقرار کند. این رابطه هرچند برقرار نمی‌شود، داوود را که چندی بوده است جنونِ کتاب‌خواندن و میل به دانستگی دست‌به‌گریبانش شده، به زنش ظنین می‌کند و از این‌جابه‌بعد است که واقعاً فاتحه‌ی این زندگی خوانده می‌شود. روجا در نهان‌گاهِ ذهنش میان این سه مرد گیر کرده و تا انتها، این میل چندسویه آزارش می‌دهد؛ به‌ویژه فکر کاکایی مدام در جای‌جای داستان به خاطرش می‌آید و وجدانش را می‌آزارد. آدم‌های این داستان، به‌ویژه روجا و داوود، نماینده‌ی نوعی بلاتکلیفی گنگ و نامفهوم‌اند. هیچ‌کدام از این دو، حتی از همان آغاز شروع زندگی نیز خوش‌بختی را لمس نمی‌کنند و در داستان دلیل روشنی هم برای این امر پیدا نمی‌کنیم. یگانه شخصیتی که تصور می‌کنم راه زندگی‌اش را یافت، کاکایی بود. جبهه‌رفتن مسیر زندگی‌اش را تغییر داد و رنگ‌وبویی خدایی به آن بخشید. در جایی دیگر از داستان، مانده‌آ، پدر روجا، که مردی روستایی و کم‌سواد است، دخترش را به شهر می‌فرستد تا درس بخواند و باسواد شود. وی معتقد است که دخترش باید فهمیده و فرهیخته شود و تفاوت چشم‌گیری با دیگر دخترهای روستا پیدا کند. کمی بعدتر، همین پیرمردِ به‌ظاهر روشن‌فکر، با رفتارهای نسنجیده و بدوی، با ازدواج دخترش و داوود مخالفت می‌کند و تا مرگ داوود، سراغی از دخترش نمی‌گیرد. طرزفکرهای این مرد روستایی، با آن‌چه از روستاییان انتظار می‌رود، مغایر است. باورناپذیری‌هایی ازاین‌دست، خدشه‌ای به پیکره‌ی داستان وارد کرده است.
از هذیان‌های زیبای داوود:
«خوشا به‌حال مرده‌های نخستین که نه خبر مرگ مادر را شنیدند و نه خبر مرگ فرزند را؛ بی‌آن‌که بدانند این‌که می‌میرند، مرگ است و بدا به‌حال بازمانده‌ها که پس می‌اندازند بازماندگی را... و خوشا به‌حالِ مردگانِ آخرین که اندوهی به‌ارث نمی‌گذارند... صدایم نکن ای فتنه‌ی حیات! اکسیر رنج‌بارگی و فراق! صدایم نکن ای مدام لقاحِ تشنگی و سیرابیِ مدام! ای مدام گرسنگی و سیرمانیِ مدام! ای مدام عشق و نفرتِ مدام...!»
Like this book? Read online this: پژوهشی در اساطیر ایران / پاره ی نخست و دویم, دولة الإسلام في الأندلس - الجزء الثالث.

دل دلدادگی EPUB download

Select filetype to download دل دلدادگی: